13 دقیقه از پایان پنجشنبه می گذرد و الان وارد جمعه شدهایم. گردنم درد میکند.
باید پنج شنبه را بر خودم ببخشم. این تنها راه آرامش پیدا کردن است. می خواهم همین یک روز را به حساب شکستگی و یا برای خود بودن، بگذارم.
خدا را شکر که دیدمت؛ صد هزار بار خدا را شکر که دارمت.
درست کردن جایزه چند دقیقه پیش تمام شد. نمیدانم در تا کردن کاغذ چه سری نهفته که این قدر دوست داشتنی ست، ولی میدانم من هر تا را فقط برای دوست داشتن تو میزنم. دلیل از این قانع کننده تر؟!
جمعه را تلف نخواهم کرد. باید شانس خودم را امتحان کنم.
پی نوشت : آرام بخوابی گل نازم.
منبع
درباره این سایت