نوشته را ثبت موقت کرده بودم. بار ها شروع کردم، نوشتم و دوباره پاک کردم. انگار ذهنم به جمله ی مطلوبی برای نوشتن نمی رسید. امروز هم یک " بیست و سه‌" دیگر بود. مادر و مادربزرگم هر دو بچه هایی دارند که روز بیست و سوم ماه به دنیا آمده اند. تولد دایی بود. قابی از عکس هایش توی قفسه هاست. هر کدام را در سن خاصی گرفته. می‌نشینم نگاه‌شان می‌کنم. انگار در گذر سال ها هیچ عوض نشده. پوستش هم‌چنان روشن و صاف است، درست مثل آینه. بیست منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان سریال,اهنگ,خبر,فیلم قصه عسل خوب پرگار سایت فایل سرچ